تاریخ تقریبی: فروردین 1382
قدیما که میرفتیم سفر، تو شهرهای کوچیک یا روستاها، خیلی از مردم رو میدیدیم – و شاید الان هم بعضی جاها ببینیم – که با دوچرخه این ور و اون ور میرن. البته تو تهران و شهرهای بزرگ از این خبرا نیست. تو مغازهها و فروشگاهها دوچرخه زیاد هست؛ زیاد هم فروخته میشه، اما کمتر بهعنوان یه وسیله نقلیه واقعی بهکار گرفته میشه. در واقع اینجا خرید دوچرخه یا برای ورزش و تفریحه، یا برای قیافه اومدن و پز دادن. حتی تو روستاها و شهرهای کوچیک هم استفاده از دوچرخه کمتر دیده میشه و بهجای اون بیشتر از موتور استفاده میکنن؛ بهنظر من دلیل این موضوع، تفکر راحتطلبی و تنبلیه که عموماً بر جامعه ما حاکم شده.
اما تو مالمو نقش دوچرخه بهعنوان یه وسیله نقلیه واقعی و کاربردی، کاملاً جدی و اساسیه. تو خیابونهای مالمو زن و مرد، پیر و جوون، کارمند و دانشجو، و خلاصه از همه قشر آدم میشه دید که دارن با دوچرخه از جایی به جایی میرن.
استفاده از دوچرخه اونقدر جدیه که تو اکثر خیابونها مسیرهای مخصوص دوچرخه هست. کنار ورودی اکثر ساختمونها، مراکز خرید، مدارس، دانشگاهها، شرکتها و ادارات، پارکینگهای مخصوص برای دوچرخهها وجود داره.
پارکینگ هر دوچرخه از یه جفت میله متصل به زمین تشکیل شده که یکی از چرخها بین این دو میله قرار میگیره و بهش قفل میشه. تازه تقریباً همه چهارراهها هم به چراغ راهنمایی مخصوص دوچرخه مجهزن که کوچکتر از چراغ راهنمایی خودروهاست.
نه؛ زود قضاوت نکنین! تو تهران و بعضی شهرهای دیگه هم دیدم جاهایی رو که مسیر مخصوص دوچرخه درست شده و یه چراغ راهنمایی کوچولو هم گذاشتن، اما اونجا موضوع خیلی جدیتر از این حرفهاست. تو مالمو مسیرهای مخصوص دوچرخه خیلی وقتها از خیابونهای ماشینرو شلوغترن. جاهایی هم که نمیشه مسیر دوچرخه از مسیر ماشینرو جدا باشه، قسمتی از خیابون رو خط کشی کردن و مسیر دوچرخه با یه علامت به شکل دوچرخه روی کف آسفالت مشخص شده.
تو مالمو دوچرخهسواری شب و روز و سرما و گرما نمیشناسه. اونجا خیلیها رو دیدم که صورتشون از شدت سرما سرخ شدهبود، اما تو سوز سرما و بادهای شدید مالمو، باز هم با دوچرخه رفت و آمد میکردن. خیلیها هر روز مسیرهای چندین کیلومتری رو با دوچرخه طی میکنن، بدون اینکه کوچکترین خمی به ابرو بیارن. تو خیابونهای مالمو پیرمردها و پیرزنهایی رو میدیدم که پیشفرضم در موردشون این بود که اصلاً نمیتونن راه برن، اما چنان راحت و مسلط دوچرخه میروندن که من به سلامتی اونها غبطه میخوردم.
حتی بعضی از مردم مالمو با نصب تجهیزات اضافه روی دوچرخههاشون، اونها رو به یک وسیله حمل و نقل چندین نفره تبدیل میکردن. خیلیها یه صندلی کوچیک پشت چرخشون نصب میکردن و بعضیها هم با اتصال یک جعبه چرخدار که توش یک یا دو تا صندلی هست، میتونستن بچههای کوچیکشون رو هم همراه خودشون ببرن.
و این یکی از رمزهای سلامت جسمی مردم مالمو و البته یکی از دلایل پاکی هواست که خودش، عامل اصلی ایجاد و تداوم سلامتی و نشاط برای ساکنان یک شهره.











