Posts tagged ‘امنیت’

تاریخ تقریبی: فروردین 1382

هر کس تو سوئد به‌دنیا می‌آد، یه شماره فردی یا به قول سوئدی‌ها Personnummer داره كه از 10 رقم تشکیل شده؛  تاریخ تولد (دو رقم سمت راست سال، دو رقم ماه و دو رقم روز تولد)، بعلاوه یه شماره چهار رقمی مخصوص.  با این روش، تو هر روز تقریباً 9000 نفر رو می‌شه ثبت کرد و اين آمار براي جامعه سوئد كه آمار زاد و ولدش خيلي كمه، كاملاً جوابگوست.

این یه شماره منحصربه‌فرد برای هر نفره که خیلی کاربردها داره؛ یا حتی فراتر از اون، این 10 رقم، در واقع کلید استفاده یک شهروند سوئدی از هر کدوم از خدماتیه که ارائه می‌شه.  وقتی می‌ره بانک، اولین چیزی که ازش می‌پرسن، شماره فردیه.  وقتی می‌ره دکتر و بیمارستان، همین‌طور. وقتی می‌ره سوپرمارکت، همین‌طور، و به همین ترتیب تا آخر.  و این شماره همیشه و همه‌جا، در خاطر یه سوئدی هست.  و در کنار این شماره، یه شماره رمز چهار رقمی هم برای تأمین امنیت در اختیار هر کسی هست که البته در صورت ضرورت می‌تونه تغییرش بده.  و از اونجا که سیستم‌ها و بانکهای اطلاعاتی سوئد یکپارچه و کاملاً به‌هم پیوسته هستن، هر اپراتوری کافیه همین شماره رو وارد کامپیوترش کنه تا اطلاعات لازم رو از اون فرد به‌دست بیاره.

مثلاً یه فروشنده فروشگاه می‌تونه با وارد کردن شماره فردی خریدار، از سوابق استفاده اون از کارت بانکی و میزان خوش‌سابقه بودنش تو پرداخت هزینه‌ها مطلع بشه.  یا یه پرستار می‌تونه سوابق درمانی بیمار رو به‌راحتی ببینه و این اطلاعات رو برای تشخیص و تجویز روشهای درمانی مورد نظر قرار بده، بدون این که لازم باشه بیمار یه زونکن عکس رادیولوژی و آنژیو و نسخه و … همراه خودش داشته‌باشه.

استفاده از این شماره به‌قدری بدیهی بود که خیلی وقتها حتی قبل از نام فرد، شماره فردیش رو ازش می‌پرسیدن و این برای ما خیلی جالب بود.  البته ما به‌همون دلیلی که گفته‌بودم، یعنی عدم حضورمون تو سیستم تأمین اجتماعی سوئد، این شماره رو نداشتیم و همین باعث می‌شد یه‌کم متفاوت به‌نظر برسیم.  البته معمولاً ارائه کارت دانشجویی، مشکل رو به‌طریقی حل می‌کرد.

البته در نهایت تو سیستم بانکی، برای افرادی مثل ما که این شماره رو نداشتن، یه شماره فردی مجازی در نظر گرفتن تا تو تراکنش‌های مالی مشکلی پیش نیاد.

تاریخ تقریبی: فروردین 1382

طبق قوانین سوئد، تن‌فروشی ممنوعه؛ یعنی هیچ کس حق نداره در مقابل پول، بدنش رو به کس دیگه‌ای عرضه کنه.  اگه هم موردی پیش بیاد و کار یک زن و مرد به شکایت بکشه، در هر صورت حق با زنه.  می‌دونین دلیل این موضوع چیه؟ دلیلش اینه که اگه قانون زن رو مقصر بدونه، یا حتی هر دو به‌یک اندازه مقصر شناخته بشن، اون موقع است که مرد می‌تونه با سوء استفاده از این موضوع، زن رو تحت فشار قرار بده.  و زن هم به‌خاطر این که مقصر شناخته نشه، مجبوره سکوت کنه و ظلمی رو که احتمالاً در حقش شده، تحمل کنه، تا جلوی ضرر بیشتر رو بگیره.

این قانون باعث می‌شه دختر و پسر، زن و مرد، تو روابطشون با جنس مخالف، از امنیت کامل برخوردار باشن.  تو یه همچین سیستمی، یه زوج فقط زمانی با هم ارتباط دارن که هر دو از ته دل راضی باشن.  و من فکر می‌کنم این خیلی شبیه ازدواج موقته.  بعد هم اگه بخوان، با هم ازدواج می‌کنن.  اما اگه رضایت طرفین نباشه، قانون سفت و سختی که برقراره، امکان سوء استفاده از بانوان رو از بین می‌بره.  بر اساس شواهد موجود، سوئد اولین کشور دنیاست که قانون ممنوعیت روسپیگری خیابانی رو در سال 1999 به‌اجرا در آورد و اجرای اون هم بسیار موفق بوده؛ طوری که باعث شده سوئد در مقایسه با کشورهای اطراف، شرایط بسیار خوبی داشته‌باشه.  گزارشها نشون می‌ده که از سال 1999 تا 2008، در شرایطی که آمار روسپیگری خیابانی تو کپنهاگ، پایتخت دانمارک و اسلو، پایتخت نروژ دوبرابر شده، تو سوئد به‌شدت پایین اومده (لینک این گزارش).

در این شرایط، واقعیت تلخی که باهاش مواجه بودیم، این بود که عمده جرم و جنایت‌ها از طرف مهاجران، بیشتر از همه عراقی‌ها، بعد افغانی‌ها و در نهایت تأسف، گهگاهی از سوی ایرانی‌ها انجام می‌شد.  در حالی که علاوه بر نخلفاتی مثل سرقت، موارد تکون‌دهنده‌ای مثل تجاوز و قتل هم در بین این جرائم کم نبودن، نکته قابل تأمل این بود که بیشتر قربونی‌های این جرائم، سوئدی‌ها بودن.

شاید یادتون باشه که بعضی از افغانی‌های مهاجر در مدت چندین ساله حضورشون تو ایران، جرائمی رو مرتکب شدن و نباید فراموش کرده‌باشین که احساس مردم نسبت به افغانی‌ها بعد از هر بار تکرار این جرائم چی بود.  اما مردم سوئد، به‌عقیده من، با بزرگواری و تحمل مثال‌زدنی، همچنان حضور مهاجران رو تو جامعه خودشون پذیرا بودن و این موارد رو به همه تعمیم نمی‌دادن؛ چرا که اگه این روحیه رو نداشتن، باید برخوردشون با امثال من و خانمم و همکلاسی‌هامون، به‌واسطه شکل و شمایل غیرسوئدی‌مون، توأم با نفرت، یا بی‌احترامی، یا حداقل بی‌تفاوتی باشه؛ چیزی که هرگز اتفاق نیفتاد.

به‌عنوان یه توضیح اضافی، در کنار موضوع جرائم، این رو هم در نظر بگیرین که مردم سوئد، مقدار قابل توجهی، یعنی به‌طور متوسط در حدود 35 درصد درآمدشون رو به‌عنوان مالیات به دولت می‌دن تا در عوض از خدمات خیلی خوب اجتماعی و شهری مثل درمان، راه و ترابری و سایر خدمات شهری استفاده کنن.  اما اکثر مهاجرها، بدون این‌که همچین مالیاتی رو پرداخت کنن، تقریباً از تمام اون خدمات بهره‌مند هستن و تازه بعضی‌هاشون در نهایت ناسپاسی، قوانین رو هم زیر پا می‌گذارن و امنیت اجتماعی رو خدشه‌دار می‌کنن؛ و این قاعدتاً می‌تونه برای یه سوئدی خیلی ناراحت کننده باشه.

تاریخ تقریبی: اسفند 1381

یکی از نکات جالب توجه در شهر مالمو، استفاده خیلی گسترده از دستاوردهای فناوری اطلاعات بود.  یه نمونهاز این کاربردها، استفاده از قفل‌های الکترونیکی برای درها بود.
اکثر درهای ورودی ساختمون‌های مالمو به یه صفحه‌کلید کوچیک مجهز بودن که رمز ورودی (معمولاً چهار رقمی) رو وارد می‌کردن تا در باز بشه.  بعضی از اونها به کلید الکترونیکی هم نیاز داشتن. حالا این کلید می‌تونست یه کارت اعتباری باشه یا یه فرستنده کوچیک رادیویی یا یه بسته مغناطیسی کوچیک که سیگنالی رو برای دستگاه می‌فرستاد.

از اونجا که درهای ورودی قاعدتاً به یک سیستم مرکزی متصل بودن و از اونجا کنترل می‌شدن، این امکان وجود داشت که در صورت تلاش غریبه‌ای برای پیدا کردن رمز، سیستم قفل بشه، یا آلارم به صدا در بیاد، یا به شخص خاصی اطلاع داده بشه و … .
حتی توی دانشگاه، درهای ورودی طبقات مختلف و حتی کلاسها به همچین سیستمی مجهر بودن و هر کس می‌خواست وارد دانشگاه بشه، باید از کارت دانشجویی خودش استفاده می‌کرد. بنابراین امکان برنامه‌ریزی دقیق برای ساعتهای مختلف وجود داشت.  یادمه اگه کسی در ساعتی غیر از زمانهای تعریف شده می‌خواست وارد دانشگاه یا از اون خارج بشه، دچار مشکل می‌شد. اگه طولانی‌تر از ساعت تعریف شده توی دانشگاه می‌موندی و بعد می‌خواستی بیرون بری، یه آلارم فعال می‌شد و جریمه همچین اتفاقی، مبلغ قابل توجهی بود که باید می‌پرداختی.
نکته خیلی جالب دیگه در مورد درهای ورودی این بود که بر خلاف اینجا که انتظار داریم درهای ورودی ساختمون آهنی و خیلی قرص و محکم باشن، اونجا بیشتر از درهای شیشه‌ای استفاده می‌شد و این باعث می‌شد چهره شهر خیلی با تهران و شهرهای دیگه ایران فرق داشته باشه.
در واقع اون امنیتی که ما با مصالح فیزیکی برای خودمون ایجاد می‌کنیم، اونجا با اتکا به فناوری اطلاعات به‌دست می‌اومد.