Posts tagged ‘سوئد’

تاریخ تقریبی: اسفند 1381

ایکه آ، آی کیا، یا به‌قول خود سوئدی‌ها ایکیا.  فکر می‌کنم حالا دیگه همه این اسم رو شنیدن؛  ایکیا یه فروشگاه سوئدی لوازم خانگی و اداریه که در حال حاضر با بیشتر از 300 فروشگاه، تو 39 کشور دنیا فعاله و هر سال، بیشتر از 600 میلیون نفر از فروشگاه‌هاش دیدن و خرید می‌کنن. ایکیا از ابتدا؛ یعنی 60 سال پیش با ایده ارائه محصولات ساده، با کیفیت بالا و قیمت کم وارد بازار لوازم خانگی شد و با تحقق این وعده، خیلی هم موفق بوده.

اما من وقتی اولین بار به فروشگاه ایکیا رفتم، اطلاعات کافی درباره‌ش نداشتم و به‌طور ناگهانی وارد یه فضای خاص و متفاوت شدم.  اولین تفاوت، بزرگی قابل توجه فروشگاه بود؛ اصولاً یکی از ویژگی‌های فروشگاه‌های ایکیا، وسعت بسیار زیادشونه، طوری که اصلاً نمی‌شه اونها رو با فروشگاه‌ها و نمایشگاه‌های معمول مقایسه کرد.  تا اونجا که یادمه، یکی از شعبه‌های ایکیا که چند سال پیش تو دوبی افتتاح شد، حدوداً 25 هزار متر مربع وسعت داشت که می‌شه معادل چهار تا زمین فوتبال حرفه‌ای.

تفاوت دیگه، تنوع بسیار زیاد محصولاته، تا جایی که تقریباً همه لوازم منزل رو در بر می‌گیره؛ اعم از انواع ظرف و لوازم آشپزخانه، پتو و متکا، تشک، پارچه، پرده، تخت، میز و صندلی، مبل و کمد، کابینت آشپزخانه و ملحقات اون، شیر آلات و سینک ظرفشویی و …، قفسه و کابینت انبار وحمام و لوازم مربوطه، فرش و گلیم و موکت، محصولات مخصوص اتاق کودک، قاب عکس، آباژور، لوستر، لامپ، باتری، شمع، گل و گیاه، و … شاید بهتر بود می‌گفتم چی نداره!

فرشهای ایرانی با شناسنامه و مشخصات در فروشگاه ایکیای مالمو

هر فروشگاه ایکیا تشکیل می‌شه از یه فضای نمایشگاهی، یه قسمت فروشگاهی که محصولات کوچکتر برای دیدن و برداشتن در اونجا قرار گرفته و یه انبار محصولات. تو فضای نمایشگاهی بسیار وسیع فروشگاه ایکیا، اتاق‌ها و سالن‌های مختلفی طراحی و ساخته شدن که لوازم خانگی قابل خرید، داخلشون چیده شده؛ به‌این ترتیب، اگه شما بخوای یه دست میز و صندلی، یا تخت، یا کمد یا هر چیز دیگه‌ای بخری، برای درک این که تو فضای واقعی خونه یا اداره‌ت چه شکلی می‌شه، نیازی به تجسم و تصور و حدس و گمان نداری؛ همه محصولات رو توی فضای واقعی اتاق خواب، یا حمام، یا سالن پذیرایی، یا اتاق کار، یا انباری و … می‌بینی و تصمیمت رو می‌گیری.

فضای شبیه سازی شده یک اتاق نشیمن در بخش نمایشگاهی ایکیا

برای این‌که این فضاهای شبیه‌سازی شده به فضاهای واقعی نزدیک‌تر بشه، علاوه بر محصولات ساخت ایکیا، لوازم واقعی دیگه‌ای مثل تلویزیون، ماشین لباسشویی، کامپیوتر، تلفن و هر چیز دیگه‌ای که لازم باشه هم در اونها قرار گرفته.  بازدیدکننده‌ها (نمی‌گم مشتریان، چون ممکنه در نهایت نخواهید چیزی بخرید) مجازن که این لوازم رو لمس کنن، بر دارن، باز و در اونها رو باز و بسته کنن، یا حتی از اونها استفاده کنن؛ مثلاً روی مبل بشینن یا روی تخت بخوابن تا ببینن دوستش دارن، راحتن یا نه.

کف فروشگاه، با فلش‌های آبی رنگ، مسیر حرکتی مشتری در داخل فروشگاه مشخص شده، طوری که همیشه می‌تونین جهت صحیح و مسیر منتهی به خروجی رو پیدا کنین.  این فلش‌ها، با توجه به وسعت فروشگاه‌های ایکیا بسیار مهم و کارراه‌انداز هستن.

مشتری بعد از این که تصمیمش رو گرفت، محصولات کوچیک رو از قسمت فروشگاهی بر می‌داره و توی چرخ خریدش می‌گذاره؛ اما محصولات بزرگتر مثل میز و صندلی رو باید از انبار برداره، روی چرخهای مخصوص که بزرگتر از چرخهای خرید هستن بگذاره و با خودش ببره توی پارکینگ و بگذاره داخل ماشین و تمام.

قسمت انبار فروشگاه‌های ایکیا، با شماره‌گذاری مشخص برای استفاده مشتریان

اینجاست که یکی دیگه از ویژگی‌های مخصوص محصولات ایکیا خودنمایی می‌کنه.  این ویژگی که یکی از استراتژی‌های مهم ایکیا برای ارزون کردن محصولاتش هم هست، اینه که محصولات بزرگ ایکیا به‌صورت بسته‌ای حاوی قطعات مونتاژ نشده محصول فروخته می‌شن و خود مشتری مونتاژ محصول رو تو خونه انجام می‌ده.  به‌این ترتیب، ممکنه یه میز ناهار خوری و چندین صندلی و مبل رو به‌راحتی با ماشین شخصی خودتون حمل کنین و نیازی هم به پرداخت هزینه اضافه برای حمل خریدتون نداشته‌باشین.

این روش از دو جهت باعث ارزونی محصولات می‌شه:  اول این که زمان حمل و نقل و انبار کردن محصولات، می‌شه تو فضای مشخص (کامیون، کشتی، انبار و …) تعداد بیشتری از محصولات رو جا داد و این یعنی هزینه کمتر برای انتقال و ذخیره‌سازی هر محصول.  خود ایکیا این شعار رو می‌ده که «ما برای نگهداری و حمل و نقل هوا پول نمی‌دیم (منظور فضای خالی لابه‌لای محصولات مونتاژ شده است)، بنابراین هزینه‌هامون کمتر می‌شه و در نتیجه محصولاتمون رو ارزونتر می‌دیم.»  دوم این که مشتری می‌تونه خودش به‌راحتی محصول مورد نظر رو مونتاژ کنه.  برای این کار، هم در مرحله طراحی محصولات، روی مونتاژ آسان اونها کار می‌شه و هم داخل تموم بسته‌های محصولات ایکیا، راهنمای نصب و ابزار مناسب برای مونتاژ قرار گرفته و در هر صورت به مشتری داده می‌شه. به‌این ترتیب، مشتری هزینه مونتاژ رو هم نمی‌پردازه؛ کاری که به‌عقیده ایکیا، آدمها خودشون می‌تونن انجام بدن و دلیلی نداره که براش پول پرداخت کنن.

ابزار نصب ايكيا - تقريباً تمام محصولات ايكيا با همين ابزار ساده مونتا‍ مي شن

ایکیا در راستای همون سیاست پایین آوردن قیمت، تعداد فروشنده‌هاش رو هم در حداقل ممکن نگه می‌داره.  البته مردم همیشه می‌تونن یکی از پرسنل رو برای جواب دادن به پرسشهاشون پیدا کنن؛ و حتی میزهای مشخصی هست که پرسنل در اونجا مستقرن و جواب سؤالهای شما رو می‌دن؛ اما در مقایسه با بزرگی و وسعت فروشگاه، تعداد اونها واقعاً کمه و در واقع همه چیز حلت سلف سرویس داره.  برای اجرایی شدن این فلسفه، یه راهکار ساده در نظر گرفته شده: برچسب محصول.

روی این برچسب که به همه تولیدات ایکیا متصله، اطلاعات جالب توجهی قرار گرفته که تقریباً از هر نظر به خریدار کمک می‌کنه تا محصول مناسب رو انتخاب کنه.  اطلاعاتی که روی این برچسب‌ها هست عبارتند از:

نوع (میز، صندلی، جاکتابی، …)
رنگ محصول و سایر رنگهای قابل انتخاب
کشور سازنده محصول (ایکیا تو خیلی ازکشورهای دنیا خطوط تولید داره)
جنس به‌کار رفته در تولید محصول
ویژگی‌های محصول
قمیت
شماره قفسه‌ای از انبار که محصول در اون قرار گرفته و برای برداشتن محصول باید به اون قفسه مراجعه کرد

اسم محصول: هر محصول ایکیا یه اسم سوئدی منحصر به فرد داره؛ این اسم، یادآور رگ و ریشه سوئدی ایکیا و محصولات اونه.  کاتالوگ ایکیا درباره اسامی محصولاتش این توضیح رو داده:

«ایکیا با کمک افرادی از منقطه اسمولند سوئد شروع شده و به موفقیت رسیده که به سخت‌کوشی و تفکر فراوان مشهور هستند.  زمانه متفاوت شده، اما ارزشهای ما همچنان پابرجاست. ما هنوز در فکر این هستیم که بهره‌وری را افزایش دهیم و راههایی پیدا کنیم که زندگی برای همه بهتر شود؛ نه فقط برای آنها که توان مالی بالایی دارند.  اسامی سوئدی محصولات ما، تنها یادآوری کننده میراث ما هستند و امیدورایم شما با دیدن آنها، به یاد شیوه کار مردم اسمولند بیفتید.  موضوع همین است.»

نام شخص طراح محصول:  طراحان همه محصولات ایکیا به اسم مشخصن و اسمشون روی همه محصولات قرار می‌گیره.  این یعنی احترام به حقوق معنوی؛ حتی برای کسانی که بابت طراحی‌هاشون از ایکیا حقوق می‌گیرن.

علاوه بر همه اینها، پشت این برچسب اطلاعات بیشتری هست درباره: ابعاد محصول مونتاژ شده، ابعاد بسته محصول مونتاژ نشده، وزن و … .

با نگاهی به این برچسب، تقریباً همه اطلاعات لازم درباره محصول به‌دست می‌آد؛ خود محصول هم که جلوی چشمه.  بنابراین دیگه کمتر به کمک فروشنده احتیاج هست.

البته ما تو سوئد معمولاً به کمک فروشنده احتیاج داشتیم؛ چرا که همه چیز به زبون سوئدی نوشته شده‌بود و ما گاهی دچار مشکل می‌شدیم؛ هرچند به‌مرور و با آشنایی بیشتر با مفاهیم کاری ایکیا، این نیاز کمتر و کمتر شد.

درباره کیفیت محصولات هم باید بگم که واقعاً فوق‌العاده هستن.  البته خیلی از ایرانیها امروز از محصولات ایکیا استفاده می‌کنن و احتمالاً همین دیدگاه رو تأیید می‌کنن.  این کیفیت اتفاقی به‌دست نمی‌آد.  در کنار استفاده از بهترین مواد اولیه، روشهای جالب ایکیا برای تضمین کیفیت هم نقش مؤثری در ایجاد و حفظ کیفیت بالای محصولات داره.  به‌عنوان نمونه، تصویر پایین، روش کنترل کیفیت تشک‌های سری «سلطان» ایکیا رو نشون می‌ده.  قطعه چوبی که روی تشک قرار گرفته، 140 کیلوگرم وزن داره و در مدت 8 ساعت، 30 هزار بار چرخونده می‌شه!  این برای آزمایش میزان تحمل تشک و فنرهای اون در تحمل وزن یک انسان سنگین‌وزن و غلت خوردن‌های متوالی اون روی تشکه.  روشهای مشابه برای آزمایش کیفیت همه محصولات به‌کار می‌ره و بعضی از اونها هم داخل فروشگاه در حال آزمایش دیده می‌شن.

به‌خاطر کارایی بالای همین مکانیزم‌های کنترل کیفیته که وقتی اسم ایکیا روی یه محصول باشه، می‌شه با خیال راحت اون رو خرید، حتی اگه ساخت کشور بنگلادش یا چین یا اریتره یا هر کشور دیگه‌ای باشه که فکرش رو بکنین.  محصول ایکیا محصول ایکیا است؛ محل ساختش زیاد مهم نیست؛ در واقع اصلاً مهم نیست.

تو ایکیا، فکر و اندیشه جایگاه خیلی بالایی داره.  به‌نظر من طراحان ایکیا خیلی خوب کار می‌کنن و قبل از تولید محصولات، به خیلی از جنبه‌های عملی استفاده از اونها فکر می‌کنن و برای خیلی از مشکلاتی که ممکنه به‌وجود بیان، پیشاپیش راه حل پیدا می‌کنن و همین، یکی از رمزهای موفقیت ایکیا است.  به‌عنوان یک نمونه ساده، به تصویر بالا نگاه کنین.  دقت کنین که طراح این لیوان، برای خشک شدن آبی که بعد از شستن لیوان و دمرو کردنش، تو قسمت گودی زیر لیوان می‌مونه، فکر کرده و راه حل رو هم دیده و اجرایی کرده.  راه حل چندان پیچیده هم نیست؛ یه شکاف کوچولو روی دایره برجسته زیر لیوان.  تو زندگی واقعی هم همین طوره؛ خیلی از مواقع، مشکلات خیلی پیچیده، راه‌حل ساده‌ای دارن؛ به‌شرطی که مشکل رو درست و بموقع درک کرده‌باشیم.

کاتالوگ ایکیا، سالانه و رایگان برای همه شهروندان سوئدی ارسال می‌شه.  تو کشورهای دیگه هم روش مشابهی دنبال می‌شه.  اولین سری این کاتالوگ در سال 1951 فقط در سوئد و با تیراژ 250 هزار نسخه چاپ شد، اما الان این کاتالوگ در مجموع در 61 نگارش مختلف، با تیراژ 200 میلیون نسخه چاپ می‌شه که واقعاً عدد بزرگیه. علاوه بر چاپ سالانه کاتالوگ، نسخه الکترونیکی اون هم دائم روی وبسایت‌های ایکیا قرار داره و با قابلیتهای زیادی مثل جستجوی متنی، فهرست محصولات بر اساس نوع و دسترسی به محصولات مرتبط با یک محصول خاص، برای همه قابل استفاده است. این کاتالوگ اطلاعات کاملی رو درباره محصولات ایکیا، خصوصیات و قیمت اونها و همین‌طور قیمتهای ویژه‌ای که هر ماه برای بعضی از محصولات تعیین می‌شه، در دسترس مشتریان بالقوه ایکیا قرار می‌ده. مشتریان می‌تونن حتی قبل از مراجعه به فروشگاه، محصولات مورد نظر رو انتخاب کنن. از این کاتالوگ‌ها داخل فروشگاه هم به تعداد زیاد هست.

متر کاغذی، مداد و کاغذ، از ویژگی‌های جالب دیگه‌ی فروشگاه‌های ایکیا هستن.  تو قسمتهای مختلف فروشگاه می‌تونین بسته مترهای کاغذی یکبار مصرفی رو که به دیوار وصل شدن، پیدا کنین، یکی از اونها برای خودتون جدا کنین و از اون برای اندازه گرفتن قسمتهای مختلف محصولات استفاده کنین.  در کنار این مترها، یه جعبه پر از مدادهای کوچولو هست که مارک ایکیا روی اونها حک شده و البته یه سری کاغذ برای یادداشت.  شما ممکنه بخواین شماره یا اسم محصول، ابعاد اون و یا شماره قفسه انبار رو روی این کاغذها یادداشت کنین و بعداً از اون استفاده کنین.

ایکیا برای آسایش خانواده‌ها در هنگام خرید، محلی رو برای بازی بچه‌های کوچیک ایجاد کرده تا هم پدر و مادرها بتونن با آرامش به خریدشون بپردازن و هم این‌که بچه‌ها در این مدت کلافه نشن و بلکه لذت هم ببرن. بچه‌ها – تا یه سن مشخص – می‌تونن تو این محل مخصوص که تحت نظارت و با حضور پرسنله، با وسایل بازی موجود سرگرم بشن یاحتی فیلم ببینن.  در عین حال، برای نوزادان هم امکانات مناسب برای تعویض در دستشویی و یک اتاق مخصوص برای مراقبت از اونها پیش‌بینی شده.

محل مخصوص بازی و نگهداری بچه ها در فروشگاه ایکیای مالمو

شد یه کتاب! البته از ایکیا خیلی بیشتر از اینها می‌شه گفت و نوشت؛ اما نه اینجا.  اما فکر کنم همین قدر هم کافی بود تا کسانی که این مطلب رو خوندن، اگه از این به بعد سر و کارشون به یه فروشگاه ایکیا افتاد، نگاه متفاوتی داشته باشن.

فقط یه چیزی؛ به خدا من از ایکیا پورسانت نمی گیرم ها!

چند هفته‌ایه که هیچی ننوشتم.  بنابراین از عزیزایی که به سایت سر زدن و محتوای جدید ندیدن عذرخواهی می‌کنم.  آخه درگیر اسباب‌کشی بودم و گرفت و گیرهای خاص خودش.

گفتم اسباب‌کشی، یاد سوئد افتادم.  البته این که تازگی نداره؛ اصولاً من از هر چیزی یاد سوئد می‌افتم!

تاریخ تقریبی: فروردین 1382

یکی از ویژگی‌های زندگی تو سوئد که با اینجا تفاوت داره، مقدار “بار”یه که هر کس در طول زندگیش می‌کشه.  واقعیت اینه که ما در طول زندگی خیلی بار می‌کشیم؛ از کیفی که هر روز با خودمون می‌بریم محل کار، تا میوه و خریدهای روزمره، تا وسایلی که برای خونه می‌خریم، تا اسباب‌کشی، تا … .  اما مردم سوئد این عادت خوب رو دارن که اصلاً بار بیشتر از دو سه کیلو رو با خودشون حمل نمی‌کنن؛ یا بهتر بگم، به‌صورت دستی حمل نمی‌کنن.

سوئدی‌ها موقع خرید عموماً از چرخهای خرید فروشگاه‌ها استفاده می‌کنن.  اگه هم جایی مثل بازار روز مولوان برن که چرخ خرید نداره، چرخهای خرید شخصی خودشون رو همراه می‌برن.  در واقع اونها از پدیده‌ای به‌نام چرخ که بشر در حدود 5 هزار سال پیش اختراعش کرد، به‌خوبی استفاده می‌کنن تا به بدنشون صدمه نخوره.

من خودم خیلی مواقع رو به‌یاد دارم که وقتی به خودم اومدم، دیدم دارم بیشتر از 10 – 15 کیلو بار رو با دست حمل می‌کنم و فکر هم می‌کنم هرچی بار دستم سنگینتر باشه، نشونه توانمندی و شجاعت بیشتره؛ یا این که کار سختیه، اما طبیعیه و کاریش نمی‌شه کرد. باید تحمل کرد.

با این دیدگاه، اوایل تصور می‌کردم که زندگی به‌سبک سوئدی‌ها سوسول بازیه.  فکرش رو بکنین تو تهران 5 کیلو بار رو بذارم تو یه چرخ دستی و اونو دنبال خودم بکشم؟ مردم چی می‌گن؟  مثلاً: یارو ماشین لباسشویی 80 کیلویی رو می‌ذاره روی پشتش و می‌بره 4 طبقه بالا، اون وقت تو با این سن و سال و یال و کوپال، 5 کیلو رو با چرخ دستی می‌بری؟  شاید یه تفاوت عمده تهران و سوئد هم همینه که اونجا مردم همچین چیزایی نمی‌گن.  این طرز زندگی تو سوئد کاملاً پذیرفته شده و عادیه.

اونجا حتی کسانی که کارشون باربری بود، به‌هیچ‌وجه بارها رو به‌صورت دستی یا روی شانه یا کول یا پشت جابه‌جا نمی‌کردن، بلکه برای این کار هم از ابزار مناسب استفاده می‌شد.  تو مالمو تقریباً همه کامیون‌ها و وانت‌ها به نوعی بالابر خودکار هیدرولیک مجهز بودن.

بارها همه داخل سبدهای بزرگ چرخ‌دار یا روی چرخهای مخصوص قرار می‌گرفت و تا پشت کامیون برده می‌شد.  بعد صفحه متحرکی بالابر که به پشت کمیون یا وانت متصل بود، پایین می‌اومد و کارگر فقط سبد یا چرخ رو هُل می‌داد تا روی اون صفحه قرار بگیره.  بعد هم صفحه با کمک دکمه‌های کنترلی بالا می‌رفت و کارگر دوباره سبد یا چرخ رو با هُل دادن داخل کامیون قرار می‌داد.

نکته جالب این‌که حتی محل اتصال صفحه با زمین هم به‌صورت شیب‌دار ساخته شده تا به کارگر فشار نیاد؛ حتی به‌اندازه چند سانتیمتر بالابردن یه‌طرف سبد یا چرخ.

 

اما از همه اینها که بگذریم، اسباب‌کشی تو سوئد باز هم خیلی راحت‌تر از ایرانه.  مهمترین دلیل این موضوع اینه که اکثر آپارتمان‌ها و خونه‌های سوئد با وسایل زندگی اجاره یا خرید و فروش می‌شن.  بنابراین لوازم اصلی زندگی که عمدتاً سنگین هم هستن، از این خونه به اون خونه جابه‌جا نمی‌شن، بلکه همراه با خونه در اختیار نفر بعدی قرار می‌گیرن.  حالا فکر کنین یخچال، فریزر، مبل، میز و صندلی ناهار خوری، تخت و کمد، ماشین لباسشویی و ظرفشویی از مجموعه وسایلی که باید تو اسباب‌کشی به خونه جدیدتون ببرین کم بشه. دیگه چی می‌مونه؟  لباس و کتاب و لوازم شخصی زندگی. اصلاً شاید دیگه به کامیون هم نیاز نداشته‌باشین و یه وانت هم کفایت کنه.

تاریخ تقریبی: فروردین 1382

خرید مشروبات الکلی تو سوئد محدوده. یعنی هر کس در طول یه هفته یا یه ماه حداکثر می‌تونه مقدار مشخصی مشروبات الکلی بخره و استفاده کنه. توزیع این مشروبات از طریق یک شرکت مشخص (SYSTEMBOLAGET) انجام می‌شد و بنابراین هم قیمتش کنترل شده (نسبتاً بالا) بود و هم امکان کنترل میزان خرید به‌راحتی وجود داشت.
کنترل خرید هم با اتکا به همون مکانیزم شماره فردی، خیلی راحت بود؛ چون هربار که یه سوئدی برای خرید به یکی از فروشگاه‌های SYSTEMBOLAGET می‌رفت، باید شماره فردیش رو می‌داد و با توجه به سابقه خریدش می‌تونست باقی‌مونده سهمیه‌اش رو خرید کنه. در عین حال، همین سیستم امکان خرید برای افراد کم سن و سال رو کاملاً محدود می‌کنه و از این نظر یه مکانیزم کنترلی مناسب به‌شمار می‌ره.

بر اساس تحقیقاتی که انجام شده، اگه این انحصار عرضه مشروبات الکلی تو سوئد از بین بره، میزان مصرف الکل 30 درصد افزایش پیدا می‌کنه و این افزایش هر سال ادامه پیدا می‌کنه، تعداد روزهای مرخصی افراد به‌دلیل بیماری 16 میلیون روز می‌شه، تعداد مرگ و میر به‌واسطه حوادث ناشی از مصرف الکل به 1600 نفر در سال افزایش پیدا می‌کنه، امکان کنترل خرید نوجوانان به‌شدت پایین می‌آد، و آمار خشونت جنسی به بیش از 14 هزار مورد در سال می‌رسه. (لینک گزارش) بنابراین سوئد وجود این انحصار رو بسیار موفق می‌دونه.
حالا جدا از بحث خرید این نوشیدنی‌ها، با وجود این که بعضی‌ها می‌گن مردم ساکن نقاط سردسیر، مثل مردم سوئد، خیلی زیاد الکل مصرف می‌کنن، تجربه من سوئدی‌ها رو خیلی متمایز و متفاوت از بقیه اروپا و دنیا ندید. اما نکته خیلی مهم، پایبندی این مردم به قانون و عرف بود. شاید نکته‌ای که تو خیابونهای مالمو، حتی ساعتهای آخر شب یا نیمه‌شب به آدم احساس امنیت و آرامش می‌داد، این بود که عرف پذیرفته شده زندگی تو سوئد، به‌هیچ‌وجه بدمستی نبود. من در تموم مدتی که تو مالمو زندگی کردم، فقط و فقط یک نفر رو دیدم که از شدت مصرف مشروبات الکلی، حالت عادی نداشت و تو خیابون تلو تلو می‌خورد.
در واقع پرهیز مردم مالمو از مصرف بیش‌از حد نوشیدنی‌های الکلی و تلاش اونها برای رعایت نرم‌های رفتاری در جامعه، نکته قابل توجهی بود که شاید بشه گفت تنها یکی از دلایل اون، محدودیت خرید مشروبات بوده و باز هم سهم عمده به تربیت، آموزش و فرهنگ‌سازی بر می‌گرده.

تاریخ تقریبی: فروردین 1382

هر کس تو سوئد به‌دنیا می‌آد، یه شماره فردی یا به قول سوئدی‌ها Personnummer داره كه از 10 رقم تشکیل شده؛  تاریخ تولد (دو رقم سمت راست سال، دو رقم ماه و دو رقم روز تولد)، بعلاوه یه شماره چهار رقمی مخصوص.  با این روش، تو هر روز تقریباً 9000 نفر رو می‌شه ثبت کرد و اين آمار براي جامعه سوئد كه آمار زاد و ولدش خيلي كمه، كاملاً جوابگوست.

این یه شماره منحصربه‌فرد برای هر نفره که خیلی کاربردها داره؛ یا حتی فراتر از اون، این 10 رقم، در واقع کلید استفاده یک شهروند سوئدی از هر کدوم از خدماتیه که ارائه می‌شه.  وقتی می‌ره بانک، اولین چیزی که ازش می‌پرسن، شماره فردیه.  وقتی می‌ره دکتر و بیمارستان، همین‌طور. وقتی می‌ره سوپرمارکت، همین‌طور، و به همین ترتیب تا آخر.  و این شماره همیشه و همه‌جا، در خاطر یه سوئدی هست.  و در کنار این شماره، یه شماره رمز چهار رقمی هم برای تأمین امنیت در اختیار هر کسی هست که البته در صورت ضرورت می‌تونه تغییرش بده.  و از اونجا که سیستم‌ها و بانکهای اطلاعاتی سوئد یکپارچه و کاملاً به‌هم پیوسته هستن، هر اپراتوری کافیه همین شماره رو وارد کامپیوترش کنه تا اطلاعات لازم رو از اون فرد به‌دست بیاره.

مثلاً یه فروشنده فروشگاه می‌تونه با وارد کردن شماره فردی خریدار، از سوابق استفاده اون از کارت بانکی و میزان خوش‌سابقه بودنش تو پرداخت هزینه‌ها مطلع بشه.  یا یه پرستار می‌تونه سوابق درمانی بیمار رو به‌راحتی ببینه و این اطلاعات رو برای تشخیص و تجویز روشهای درمانی مورد نظر قرار بده، بدون این که لازم باشه بیمار یه زونکن عکس رادیولوژی و آنژیو و نسخه و … همراه خودش داشته‌باشه.

استفاده از این شماره به‌قدری بدیهی بود که خیلی وقتها حتی قبل از نام فرد، شماره فردیش رو ازش می‌پرسیدن و این برای ما خیلی جالب بود.  البته ما به‌همون دلیلی که گفته‌بودم، یعنی عدم حضورمون تو سیستم تأمین اجتماعی سوئد، این شماره رو نداشتیم و همین باعث می‌شد یه‌کم متفاوت به‌نظر برسیم.  البته معمولاً ارائه کارت دانشجویی، مشکل رو به‌طریقی حل می‌کرد.

البته در نهایت تو سیستم بانکی، برای افرادی مثل ما که این شماره رو نداشتن، یه شماره فردی مجازی در نظر گرفتن تا تو تراکنش‌های مالی مشکلی پیش نیاد.

تاریخ: 28 فروردین 1382

یکی از برنامه‌های خانم لیندل و البته دانشگاه برای  دانشجوها، سفرهای تفریحی یا Excursion هایی بود که هر از چند گاهی برنامه‌ریزی و اجرا می شد.  اولین مورد از این سفرها، سفر یک‌روزه‌ای بود که به شهر کوچیک کارلسکرونا (Karlskrona) داشتیم.

 توی این سفرها، معمولاً خانواده‌ها هم می‌تونستن حضور داشته‌باشن و به‌همین دلیل، این سفرها برای بچه‌های ایرانی جذابیت بیشتری داشتن.  البته بعضی از دانشجوها به‌دلایل مختلف، حالا یا مشکلات مالی، یا شاغل بودن همسرشون، یا هر دلیل دیگه‌ای نتونستن همسر یا بچه‌هاشون رو به مالمو بیارن، اما ایرانی‌ها همه تونستن خانواده رو هم بعد از یکی دو ماه به سوئد منتقل کنن.

معمولاً یک یا چند اتوبوس افراد رو جلوی اقامتگاه هنریک اسمیت سوار می‌کردن و در پایان سفر هم دوباره به همون‌جا بر می‌گشتن. تو اکثر این سفرها، هر کس خودش غذا می‌آورد، هرچند گاهی اسنک یا نوشیدنی رو دانشگاه تأمین می‌کرد.

سفر به کارلسکرونا با اتوبوس حدوداً سه ساعت طول کشید.  در طول مسیر، سبزی جاده خیلی جلب توجه می‌کرد. بر خلاف منظره‌ای که تو خیلی از سفرهای زمینی تو ایران باهاش مواجه می‌شیم، تو این مسیر واقعاً یه تیکه بیابون یا زمین خاکی نمی‌تونستی پیدا کنی؛ تا چشم کار می‌کرد، یا زمین کشاورزی می‌دیدی و یا دشتهای سبز و خرم.

کارلسکرونا شهر خیلی کوچیکی در فاصله 205 کیلومتری مالمو در جنوب سوئده که تنها پایگاه نظامی سوئد و البته ستاد مرکزی گارد ساحلی سوئد اونجا قرار داره. توضیحاتی که لیندل درباره این شهر داد، مشخص کرد که این شهر 32 هزار نفری، در گذشته مرکز اصلی نظامی سوئد بوده و عمده کارهای ساخت شناورهای نظامی و زیردریایی و تعمیرات اونها اونجا انجام می‌شده.

 

بعد از این که به مقصد رسیدیم و همه یه‌جا جمع شدن، اول داک‌های مخصوص تعمیر کشتی‌ها و زیردریایی‌ها رو دیدیم، بعد از سالن‌های بزرگ کشتی سازی بازدید کردیم و در نهایت به موزه دریایی و کلیسا و سایر جا‌های دیدنی هم سری زدیم.  در همه این موارد خانم لیندل و البته یکی از افراد شاغل در این مجموعه کشتی‌سازی و نیروی دریایی سوئد توضیحات لازم رو به ما می‌دادن.

بعدش هم هر کس یه گوشه‌ای نشست و ناهارش رو خورد.  طبیعت زیبای این شهر کوچیک، تمیزی خیابونها و معابرش و مغازه‌ها و سوپرمارکت‌هاش که واقعاً از مالمو دست کمی نداشت – و البته بعد معلوم شد که مالمو هم چیزی از استکهلم و بقیه شهرهای بزرگ اروپا کم نداشت، از نکات جالب این سفر یک روزه بود.

با توجه به این‌که این اولین سفر نسبتاً طولانی ما به خارج از مالمو بود، چیزی که در مجموع خیلی جلب توجه می‌کرد، مدیریت جالب خانم لیندل بر کل کار بود.  اون از هیچ تلاشی برای برگزاری منظم و طبق برنامه سفر فروگذار نمی‌کرد و این باعث می‌شد همه خیالشون راحت باشه.