مردمک‌ها باز!

تاریخ تقریبی: اسفند ۱۳۸۱

یکی از ویژگیهای مهم خونه‌های سوئدی، مقدار نور و روشنایی اونها بود؛ طوری که در مجموع می‌شه گفت اتاق‌هاشون خیلی تاریکتر از اتاق‌های معمول ماست. دیدین که! بعضیا با کمتر از چلچراغ اموراتشون نمی‌گذره. خیلی‌ها هم باید حداقل معادل شیشصد هفصد وات لامپ بالای سرشون باشه تا احساس کنن چشماشون می‌بینه. حتی الان هم که لامپهای کم مصرف فراوون شده، لامپ کم مصرف ۱۵۰ وات می‌گیرین که معادل ۷۵۰ وات معمولی بشه!
اوایل این موضوع خیلی برای ما سخت بود. خوب چشمهامون به نور زیاد عادت کرده‌بود و تاریکی اتاق‌ها، باعث می‌شد به‌شدت احساس دل‌گرفتگی و بی‌حوصلگی کنیم. بعضی‌ها چراغهای اضافه خریدن و سعی کردن اتاقها رو مثل ایران چراغونی کنن. اما من با خودم فکر کردم حتماً باید دلیلی داشته‌ باشه که اتاق‌ها این‌قدر کم‌نور هستن.
دلیلش رو هم فهمیدم. می‌دونین که مردمک چشم ما بسته به میزان نوری که بهش می‌تابه، باز یا بسته می‌شه. در حالتی که نور زیاده، مردمک بسته می‌شه؛ یعنی عضلات مربوطه منقبض می‌شن. اما در حالتی که نور کمتره، عضلات منبسط هستن و چشم در آرامش بیشتری قرار داره. بنابراین هرچی نور بیشتر باشه، عضلات چشم تحت فشار بیشتری هستن و چشم بیشتر خسته می‌شه.
به‌همین دلیل ما هم سعی کردیم با این روش سوئدی‌ها زندگی کنیم. اوایل سخت بود، اما کم کم عادت کردیم.

استفاده از روشنایی‌های نقطه‌ای - به چراغ کوچک بالای تخت و آباژور کنار مبل دقت کنید

البته این طور نبود که سوئدی‌ها از نور مناسب بی‌بهره باشن یا همیشه تو تاریکی زندگی کنن. قضیه این بود که اونها به‌جای روشن کردن کل فضای اتاق با یه روشنایی متمرکز و خیلی پرنور و بزرگ، نقاطی رو که لازم بود روشن باشن، با استفاده از روشنایی‌های کوچیک و نقطه‌ای (Spot Light) روشن می‌کردن. به‌عنوان مثال، روی میز مطالعه، کنار مبلمان نشیمن، بالای میز ناهارخوری، کنار تخت خواب و …، همه این جاها روشنایی‌های متناسب قرار داشت که در مواقع لزوم روشن می‌شد. به‌این ترتیب، سوئدی‌ها هم چشمهای سالمتری داشتن و هم در مصرف برق صرفه‌جویی قابل توجهی می‌کردن.

یه نکته جالب دیگه این که ما تو مالمو نتونستیم لامپ (معمولی، نه کم‌مصرف) بالاتر از ۶۰ وات پیدا کنیم. من هیچ وقت همچین قانونی رو پیدا نکردم، اما به‌نظر می‌رسید حداکثر توان مصرفی مجاز برای استفاده خونگی، ۶۰ وات بود. اما لامپ ۴۰ و ۲۰ تا دلتون بخواد فراوون بود. این در حالیه که تو ایران، حداقل معمول، ۱۰۰ وات به بالاست.

اینها همه نشونه‌هایی بودن از وجود یه نوع تفکر استراتژیک که در طراحی روش زندگی مردم سوئد مدنظر قرار گرفته‌بود. چیزی که ما خیلی بهش احتیاج داریم.

این نوشته در سوئد ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.