روزهای کوتاه، شبهای آرام

تاریخ تقریبی: اسفند ۱۳۸۱

سوئد بر خلاف تصوری که خیلی‌ها و از جمله بعضی از دوستای خودم دارن، شش ماه روز و شش ماه شب نیست. البته همون‌طور که می‌دونین، شهر مالمو در جنوب سوئد قرار داره و کمی گرمتر و روشنتره، اما حتی شمال سوئد هم این‌طوری نیست که نیمی از سال تاریک و نصف دیگه‌اش روشن باشه.
در واقع اونجا هم گردش شب و روز کاملاً وجود داره و برقراره. تفاوت در طول روز و شبه. یعنی در طول فصل پاییز و زمستون روزها هوا مقداری دیرتر روشن و مقداری زودتر تاریک می‌شه. همین‌طوردر مورد بهار و تابستون، طول روزهای سوئد از روزهای ما بیشتره.
در حالی که تو ایران، در کوتاهترین روز سال، هوا از ۷ و ربع صبح تا ۵ و ربع شب روشنه، تو مالمو از ۹ صبح تا ۴ بعد ‌از ظهر هوای روشن رو دارین. یا مثلاً اگه اینجا در طولانی‌ترین روز سال، هوا ساعت یک ربع به پنج صبح روشن می‌شه و یک ربع به نه شب تاریک، اونجا از ۲ و نیم روشن می‌شه تا ۱۰ و نیم شب که دوباره تاریک می‌شه.
اما یه نکته نابود کننده برای کسانی که به زندگی تو شهری مثل تهران عادت دارن، اینه که اکثر فروشگاه‌ها، سوپرمارکت‌ها، شرکتها و … حدود ۶ عصر تعطیل می‌شن. شبهای مالمو، شبهای بسیار آرومی بودن و این موضوع، حداقل اوایل خیلی آزار دهنده بود؛ اون هم برای من که زمانی تا ساعت ۲ بعد از نیمه‌شب تو دفتر روزنامه مشغول ویرایش مطالب و صفحه‌بندی و … بودم. روزهای اول بارها از بابت این موضوع غافلگیر شدم. بعد از کلی کلنجار ذهنی و غلبه بر حس تنبلی، با اتخاذ یه تصمیم سخت، خودم رو راضی می‌کردم که از خوابگاه برم بیرون؛ کلی شال و کلاه می‌کردم تا تو هوای سرد زمستون مالمو یخ نکنم، و خودم رو به میدون مرکزی شهر، یعنی گوستاو (Gustav Adolfs Torg) یا ترینگلن (Triangeln) می‌رسوندم، اما در کمال حیرت می‌دیدم که بیشتر مغازه‌ها بسته اند. و اون وقت بود که حسرت خیابونهای شلوغ تهران رو می‌کشیدم.

اوایل که درسها هنوز سنگین نشده‌بودن، نهایت کاری که می‌شد از ساعت ۶ بعد ‌از ظهر تا شب انجام داد، این بود که تو یه پارک قدم بزنی، بری رستوران غذایی بخوری، یا تلویزیون نگاه کنی و … . در واقع من اصلاً عادت نداشتم که از ساعت ۶ بعد ‌از ظهر به‌بعد تو خونه باشم و مدتی طول کشید تا باهاش کنار بیام. البته بعضی از سوپرمارکت‌ها تا ساعت ۱۱ شب هم باز بودن، مثل COOP KONSUM در نزدیکی هنریک اسمیت. جالب اینجاست که قیمت اجناس این فروشگاه‌ها، بیشتر از بقیه بود؛ گویی که به‌خاطر کار تو وقت معمول استراحت، شما رو اضافه شارژ می‌کردن!
اما در هرحال این شرایط برای درس خوندن ایده‌آل بود، چون در عمل کار و دلمشغولی دیگه‌ای نبود تا مانع از درس خوندن بشه، اما بدیهیه که برای همسر و فرزندان دانشجوها به‌اون اندازه مطلوبیت نداشت.
و حالا می‌خوام یه بار دیگه معلم اخلاق بشم و از این عادت سوئدی‌ها هم به نکته‌ای برسم که که خودم ازش درس گرفتم. حتماً شما هم این روایت شنیدین که از حضرت علی (ع) نقل می‌شه مبنی بر این که باید در ۲۴ ساعت شبانه‌روز، مدت مشخصی رو کار و استراحت و تفریح کرد (منظور از تفریح گذران ایام فارغ از کاره) و هیچ کدوم نباید فدای اون‌یکی بشه. حالا مثلاً ۸ ساعت کار، ۸ ساعت استراحت و ۸ ساعت تفریح. این همون چیزیه که مردم مالمو دقیقاً رعایت می‌کنن. جالبه‌ها؛ ما ادعای مسلمونی داریم، اما اونا به احادیث و روایتهای ما به‌طور دقیق عمل می‌کنن. و از این دست تعالیم دینی که ما ادعاشون رو می‌کنیم و سوئدی‌ها واقعاً عمل می‌کنن، فراوون دارم که براتون بگم.
البته یادتون باشه که ۸ ساعت کار اونها واقعاً کاره، نه مثل خیلی از ایرانیها که مدت حضورشون تو محل کار، فقط به گذران ایام اختصاص داره! من همیشه می‌گم کیفیت کار سوئدی‌ها طوریه که اگه خیلی از ماها اون‌طوری ۸ ساعت کار کنیم، باید یه هفته مرخصی بگیریم.

این نوشته در سوئد ارسال و , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به روزهای کوتاه، شبهای آرام

  1. احمد غریبی می‌گوید:

    سلام از خواندن این مطلب لذت بردم خصوصا انشای روان و زیبای آن.در ضمن توی سایت عکسهای قشنگی گذاشتی اگه عکسای دیگه هم بذاری خوبه چندتا عکس هم از هستی بذاری خوبه البته از بدو تولد تا حالا.احمد غریبی از بوشهر

  2. سارا می‌گوید:

    سلام ممنونم از مطالب خیلی خوبتون
    خیلی مفید و آموزنده بود
    من برای شهر لوند پذیرش گرفتم و تا ۲ ماه دیگه باید برم
    بنابراین تونستم خیلی از سایتتون استفاده کنم
    مرسی

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.