زمانی برای درس خواندن

تاریخ تقریبی: نیمه اول اسفند ۱۳۸۱ 

خوب بالاخره نوبت به دانشگاه رسید. همه‌اش که نمی‌شه از جامعه سوئد گفت و نوشت؛ ناسلامتی ما رفته‌بودیم اونجا درس بخونیم. اون وقت درسته که راجع به دانشگاه هیچی نوشته نشه؟
دانشگاه جهانی دریانوردی یا همون WMU خودمون، سال ۱۹۸۳ با هدف تأمین نیاز حیاتی جامعه بین‌‌المللی دریایی و بخصوص کشورهای در حال توسعه به نیروی انسانی متخصص در زمینه دریانوردی در شهر بندری مالمو در کشور سوئد تأسیس شد. و از همون موقع، مردم مالمو میزبان خیلی خوبی برای دانشگاه و دانشجوهای بسیار متفاوتش بوده و هستن.
از نظر تشکیلاتی، دانشگاه جهانی دریانوردی متعلق به سازمان بین‌‌المللی دریانوردی و در نهایت زیرمجموعه سازمان ملل متحده. بنابراین سیستم تدریس و خیلی از خصوصیاتش با بقیه دانشگاه‌های سوئد متفاوته. دانشجوهای بقیه دانشگاه‌های سوئد از سیستم تأمین اجتماعی سوئد بهره‌مند می‌شن و به‌همین دلیل، بیمه درمانی و خیلی از مزیتهای دیگه شامل حالشون می‌شه، اما WMU از این نظر تابع قوانین و روشهای اجرایی سازمان ملل متحده و برای همین، زبون رسمی اداری و تدریس اون انگلیسیه.
رئیس هیأت امنای دانشگاه، دبیرکل سازمان بین‌‌المللی دریانوردیه و رئیس اون هم توسط دبیرکل برای دوره‌های زمانی ۵ ساله انتخاب می‌شه. معاون و رئیس گروه‌های آموزشی هم که توسط رئیس دانشگاه منصوب می‌شن. یه‌سری از اساتید به‌طور دائمی تو دانشگاه فعالیت می‌کنن و اساتید پروازی (Visiting Professors) هم بسته به موضوع تدریسشون، برای مدت یک یا دو هفته به مالمو می‌رن و برمی‌گردن. 

نمایی از ساختمان دانشگاه جهانی دریانوردی - WMU

ساختمون دانشگاه، که نزدیک ساحل و در غرب مالمو قرار گرفته، ۵ طبقه داره. طبقه همکف مشتمل بر اتاق اطلاعات یا پذیرش، یکی دو تا اتاق اداری، یه اتاق تکثیر، دو کلاس و البته سالن استراحت دانشجوها بود. تو طبقه دوم که بیشتر اداری بود، غیر از یک اتاق کامپیوتر (۲۰۵)، بخش امور دانشجویان، ازجمله خانمها لیندل لوندال، دنیس ویلسون، و خانم سوزان جکسون قرار داشت. دفتر مدیر آموزش (بروس براون) و دفتر رئیس دانشگاه، و سالن گردهمایی اداری دانشگاه هم تو همین طبقه قرار داشت. طبقه سوم بیشتر کلاسها بودن و طبقه چهارم هم اداری بود؛ یعنی دفتر گروهها و اتاقهای اساتید مقیم و … .
طبقه پنجم هم که در واقع نیم‌طبقه بود، غیر از یه سری اتاقهای اساتید، اختصاص داشت به سالن بزرگ همایش دانشگاه که به نام CPS Hall یا CP Hall شناخته می‌شد. CPS مخفف اسم C. P. Srivastava، یکی از بنیانگذاران و اولین رئیس دانشگاه جهانی دریانوردیه که از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۹ میلادی با انتخاب پی در پی برای دوره‌های ۴ ساله متوالی، دبیرکل سازمان بین‌‌المللی دریانوردی بود و تو همین مدت، علاوه بر WMU، نقش مهمی در تأسیس دو دانشکده مرتبط با دریانوردی در ایتالیا (International Maritime Academy, Trieste, Italy) و مالتا (International Maritime Law Institute, Malta) داشت. 

Chandrika Prasad Srivastava، بنیانگذار دانشگاه جهانی دریانوردی

و این سالن به‌افتخار آقای سریواستاوای هندی و زحماتی که برای دانشگاه کشیده‌بود، برای همیشه به‌نام CPS Hall نامگذاری شد. گنجایش سالن کمی بیشتر از صد نفر بود؛ یعنی اندازه همه دانشجوهای ورودی یک سال دانشگاه. بنابراین کلاسهای ترم اول که برای همه گرایشها مشترک بود، بعلاوه سمینارها و بعضی از مراسم تو این سالن برگزار می‌شدن. 

نمایی از سالن همایش دانشگاه - CPS Hall

نمایی که از پنجره‌های سمت راست (غرب) این سالن دیده می‌شد، کانال اوره سوند بین دو کشور سوئد و دانمارک بود و عبور کشتیها از این کانال، هر از چندگاهی توجه آدم رو به خودش جلب می‌کرد. 

 

البته یکی دو اتاق هم بیرون ساختمون بودن که بعدها تبدیل شدن به مرکز تکثیر. رستوران کوچولو یا بوفه دانشگاه هم بیرون از ساختمون اصلی قرار گرفته‌بود.
یکی از اولین ویژگی‌های داخل ساختمون دانشگاه که بعدها دیدیم توی همه مراکز تجمع افراد وجود داره، محل آویز کاپشن بود. از اونجا که اصولاً سوئد یه کشور سرد سیره، افراد اکثر مواقع کاپشن یا پالتو به‌تن دارن و لذا ضروریه که وقتی وارد سالن یا کلاس یا محل جلسه می‌شن، محلی برای آویزان کردن اونها در اختیارشون باشه. 

یکی از مکانهای مخصوص آویز لباس در دانشگاه

اما یه نکته جالب دیگه، اینه که تو مالمو اصولاً نیازی به حفاظت از وسایل نبود. معمولاً اگه شما وسیله‌ای رو جایی می‌گذاشتی، همون‌جا می‌موند تا خود شما برگردی و برش داری. این اتفاق حتی تو فروشگاه‌ها و مراکز عمومی هم دور از ذهن نبود؛ چراکه بعضی وقتها چیزی رو از روی فراموشی جا می‌گذاشتی و تا یادت می‌افتاد، می‌گفتی حتماً بردنش، اما وقتی برمی‌گشتی می‌دیدی سر جاشه. البته به‌هرحال تو مکانهای عمومی کمی ریسک هم وجود داشت؛ اون هم به‌خاطر تعداد زیاد مهاجران که عموماً از سطح فرهنگی بالایی نمی‌اومدن. اما حداقل تو جاهایی مثل دانشگاه قطعاً و همیشه همین‌طوری بود. بنابراین به‌محض ورود می‌تونستی لباست رو روی یکی از چوب‌لباسی‌ها آویزون کنی و بری، بدون کوچکترین دغدغه و دل‌نگرانی. حتی گاهی می‌شد که چند روز یه لباس سر جاش بمونه و کسی به اون دست هم نزنه.
نکته بعدی، طراحی داخلی کلاسها بود که حداقل با چیزی که ما تا اون موقع دیده‌بودیم خیلی فرق داشت. کلاسهای دانشگاه جهانی دریانوردی، تشکیل شده‌بود از یه سری میز و صندلی که هر کدوم فقط برای یک نفر طراحی شده‌بود. 

میز و صندلی های معمول دانشگاه جهانی دریانوردی

البته بعضی از کلاسها میزهای دو نفره هم داشتن. با توجه به کوچکی و سبکی میزها و همین‌طور صندلی‌ها، جابه‌جا کردن اونها خیلی راحت بود و بنابراین می‌شد شکل کلاس رو به هر شکلی که لازمه تغییر داد. مثلاً اگه لازم بود روی موضوعی به‌صورت گروهی بحث و کار بشه، چهار تا از میزها خیلی سریع توسط خود دانشجوها کنار هم قرار می‌گرفتن و دورش می‌نشستن و کار گروهی شروع می‌شد. در واقع همین تغییر شکل کلاس خودش شروع کار گروهی بود. 

کلاس در مدل کار گروهی

اگه لازم بود کل کلاس روی موضوعی بحث کنند، میزها به‌سرعت به‌شکل U کنار هم قرار می‌گرفتن و همه دور اون میز می‌نشستن. و در نهایت با جدا شدن میزها و قرار گرفتن اونها سر جای خودشون، کلاس به‌شکل اول بر می‌گشت. 

کلاس در حالت کار دسته‌جمعی

میز استاد تو همه کلاسها به یه کامپیوتر، یه دستگاه پخش ویدیو، آمپلی‌فایر برای کنترل صدای دو اسپیکر نصب شده در جلوی کلاس و بعضی از کلاسها به دستگاه اسکنر Overhead مجهز بودن. 

میز استاد

در ضمن یه پروژکتور که ورودی‌‌هاش رو از میز استاد می‌گرفت و البته یه پرده نمایش هم تو کلاس بود. وایت برد بزرگی هم سرتاسر قسمت جلوی کلاس رو پوشونده‌بود. تازه بعضی از کلاسها هم در جلو و هم در انتهای کلاس وایت‌برد داشتن که برای کارهای گروهی و ارائه توسط دانشجوها کابرد داشت.  

به اسپیکرها، پروژکتور، وایت برد سرتاسری و نحوه استقرار پرده نمایش دقت کنید

به‌این ترتیب هر گونه مطالب آموزشی و کمک‌آموزشی تو کلاس قابل استفاده بودن. روی هر میز استاد، یکی دو صفحه راهنمای ساده و تصویری استفاده از این تجهیزات قرار گرفته‌بود تا استادها بتونن به‌احتی از این امکانات بهره بگیرن.
البته تو هر کلاس تقریباً همیشه یه دانشجو بود که این‌کاره بود؛ یعنی از کار با تجهیزات سر در می‌آورد و استادها هم ترجیح می‌دادن با هزینه یه تعریف و تشکر از این فرد، ازش بخوان که تجهیزات رو راه بندازه یا تنظیم کنه. نمونه‌اش هم «عظیم» از بنگلادش بود.
طبقه اول همون طور که گفتم یه سالن مخصوص استراحت هم داشت. تو این سالن یه سری مبل راحتی، یه تلویزیون بزرگ، چند روزنامه مهم و یه دستگاه خودکار خرید نوشیدنی وجود داشت تا دانشجوها اگه دوست داشتن، زمان استراحت بین کلاسها رو با آرامش و راحتی بگذرونن. 

سالن استراحت دانشجویان، دستگاه خرید نوشیدنی، تلویزیون ... و البته "عظیم" همکلاسی بنگلادشی ما

این نوشته در سوئد ارسال و , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.