Pant

تاریخ تقریبی: فروردین ۱۳۸۲

یکی از چیزهایی که تو جامعه سوئد خیلی خودنمایی می‌کنه، توجه به نکات جزئی و خیلی پیش پا افتاده است.  یا نکاتی که به‌نظر جزئی میان، اما در واقع مهم هستن.  در واقع یه فلسفه خیلی جالبی تو همه جنبه‌های زندگی سوئدی‌ها وجود داره که نشون می‌ده حاصل یه تفکر دقیق و همه‌جانبه است.

بعضی از نمونه‌های این تفکر رو قبلاً براتون گفتم. مثل شیب پیاده‌رو به خیابون در محل عبور عابر پیاده.  یا نوع معماری شهری، طراحی کلاسهای آموزشی، جلد پلاستیکی برگه‌های جریمه، روشنایی خونه‌ها، پنجره‌های دو جداره، سیستم اتوبوسرانی، ذائقه ملایم مردم، و ….

حالا به خیابونهای شهرمون (یا شهرتون) فکر کنین.  چقدر پیش اومده که کنار خیابون، یا توی جوب، بطری خالی آب، قوطی نوشابه، یا شیشه‌های نوشیدنی رو ببینین که زیبایی شهر رو به‌هم زدن؟  فکر می‌کنین راه حل همچین مشکلی چیه؟ البته که فرهنگ‌سازی و التزام عملی مردم به این‌که همچین چیزایی رو تو خیابون رها نکنن جواب درستیه، اما کارهای دیگه‌ای هم می‌شه کرد تا هر شب کارگر شهرداری مجبور نباشه اندازه یه تپه آشغال از توی محل جمع کنه.  کاری که تو سوئد (و البته خیلی از کشورهای اروپایی دیگه) انجام شده، خیلی جالبه.

اوائل وقتی نوشیدنی می‌خریدیم، می‌دیدیم روی بعضی از قوطی‌ها یا بطری‌ها، کلمه Pant‌ نوشته شده و زیرش هم یه عددی هست؛ مثلاً نیم یا یک، و کنارش هم علامت کرون، واحد پول سوئد قرار داشت. پس معلوم بود که موضوع به پول مربوطه.  یه تحقیق کوچولو کافی بود تا ته و توی موضوع در بیاد.

وجود کلمه Pant نشون می‌داد که نوشیدنی شما، قوطی یا بطری خالیش ارزش داره؛ به‌اندازه مبلغی که روش نوشته.  مثلاً اگه یه بطری آب می‌خریدین ۵ کرون، و روش نوشته‌بود Pant .5 :-  معنیش این بود که اگه اون بطری رو دور نندازین، نیم کرون گیرتون میاد و در واقع قیمت آبی که خریدیدن می‌شه ۴ و نیم کرون.  برای این که همچین قوطی‌ها یا بطری‌هایی رو به پول نزدیک کنی، تو ورودی بیشتر سوپرمارکت‌ها دستگاه‌هایی بود که بطری‌ها رو داخلشون می‌انداختی و دستگاه در عوض به شما یه برگه کوچولو می‌داد که موقع خرید از اون فروشگاه، معادل مبلغ چاپ شده روی برگه، از جمع مبلغ خریدت کم می‌شد یا حتی پولش رو دریافت می‌کردی.

دستگاه مخصوص دریافت ارزش Pant

به‌این ترتیب، در واقع سیستمی به‌وجود آورده بودن که به آدمها در ازای ننداختن قوطی و بطری‌ها توی کوچه و خیابون، پاداش می‌داد و در عین حال، اونها رو متقاعد می‌کرد زباله‌هاشون رو تفکیک کنن.  حتی اگه بعضی‌ها این انگیزه رو نداشتن که به‌خاطر نیم کرون ناقابل به خودشون زحمت بدن و بطری‌شون رو تا محل فروشگاه ببرن، یا بعضی‌ها در مواقع خاصی ترجیح می‌دادن بی‌خیال ۲۵ صدم کرون بشن و قوطی نوشابه‌شون رو تو ایستگاه اتوبوس یا تو خیابون رها می‌کردن، کسانی بودن که به‌خاطر نیازمندی مالی، این بطری‌ها رو جمع کنن و پولدار بشن.  من خودم بارها این صحنه رو تو مالمو دیدم و به طراح همچین سیستمی آفرین گفتم.

این نوشته در سوئد ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به Pant

  1. آزاده می‌گوید:

    سلام . ممنون از وبلاگ خوبت . به امیدکه از این چیزها با حسرت یاد نکنیم و ایران ما هم انقدر خوب باشه که با نشاط و آرامش درش زندگی کنیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *