کلاس‌های متفاوت

تاریخ تقریبی: فروردین ۱۳۸۲

همین‌طور که دوره آموزشی زبان انگلیسی تو دانشگاه جلو می‌رفت، ما با روشهای جدید آموزش و برگزاری کلاس آشنا می‌شدیم.  خوب شیوه معمول اداره کلاس تو مدارس و دانشگاه‌های ما این نبود که استاد یا دانشجو از قالب خشک و سنتی خودشون بیرون بیان.  یادمه سال ۱۳۷۱ که تو دانشگاه آزاد یه استاد از فرنگ برگشته داشتیم، وقتی با خودش یه قوطی آب‌معدنی می‌آورد سر کلاس تا هر وقت تشنه شد، یه قلپ از اون رو سر بکشه، برای ما کلی متهورانه به‌نظر می‌رسید.  اما تو این دانشگاه، روش کار از پایه و اساس متفاوت بود.

دانشجوها هر موقع می‌خواستن می‌اومدن، هر موقع کاری داشتن می‌رفتن بیرون، ممکن بود استاد یا حتی دانشجوها با یه لیوان چای یا قهوه وارد کلاس بشن، با استاد شوخی کنن، و هزار تا کار دیگه که اگه تو دانشگاه‌های وطنی انجام می‌شد، شاید نتیجه‌ای بهتر از اخراج از کلاس نداشت.

یکی از اساتید دوره زبان انگلیسی دانشگاه در کلاس درس - به لیوان و قوطی نوشابه دقت کنید

به‌مرور زمان این نکته برام محرز شد که این روش، بهتر از روشهای سنتی ماست.  یعنی بهتره یه دانشجو، یه چایی رو میزش باشه و هر موقع لازم شد یه قلپ چایی بخوره، تا این‌که بشینه سرجاش و چرت بزنه و به کل کلاس انرژی منفی بده و حواس دیگران رو هم پرت کنه.

ما در طول این دوره آموزشهای مختلفی داشتیم.  تکنیک‌های خواندن، شنیدن، نگارش و مکالمه انگلیسی تا حدودی پوشش داده می‌شد، اما همون‌طور که گفته‌بودم، من به‌خاطر نمره بالایی امتحان زبانم، اصلاً نیازی نبود تو این دوره شرکت کنم.  در واقع این دوره از نظر زبان انگلیسی نکته چندان جدیدی برام نداشت، اما استفاده‌ای که از حضور تو این کلاسهای می‌بردم، خیلی زیاد بود.  من داشتم علاوه بر یاد گرفتن الفبای حضور تو یه دانشگاه بین‌المللی، با مطالب دریایی هم آشنا می‌شدم؛ چون بیشتر مطالبی که تو دوره آموزشی زبان انگلیسی از اونها استفاده می‌شد، ماهیت دریایی داشتن و این برای یه مهندس کامپیوتر که آشنایی کمی با مباحث دریایی و دریانوردی داشت، غنیمت بود.  اما فقط به موضوعات دریایی هم پرداخته نمی‌شد، بلکه استادها تلاش می‌کردن از ماهیت بین‌المللی دانشگاه و حضور دانشجوها از ملیتهای مختلف هم حداکثر استفاده رو ببرن.

کلایو، یکی از اساتید زبان دانشگاه در کنار همسرش

یکی از استادهای خیلی خوب این دوره، کلایو کول (Clive Cole) انگلیسی بود.  کلایو که یه همسر سوئدی داشت و مقیم مالمو بود، با همه بسیار محترمانه برخورد می‌کرد و یه جنتلمن واقعی بود.  یکی از موضوعاتی که کلایو در مورد روشهای ارائه مطالب به‌ما آموزش داد، استفاده درست از نرم‌افزار پاورپوینت بود؛ این‌که اصولاً پاورپوینت به‌عنوان کمک به گوینده کاربرد داره، نه این‌که همه صحبتهای گوینده رو پوشش بده؛ این‌که حداکثر باید ۵ تا ۶ سطر مطلب تو هر اسلاید باشه و نه بیشتر، و هزار نکته کاربردی دیگه که تو سیستم آموزشی ما، کمتر جایی رو می‌بینم که بهشون بپردازه.  برای ارائه این روش درست، یکی از موضوعاتی که برای ارائه به همه دانشجوها داده شد، روش تهیه یکی از غذاهای محلی کشورشون بود. من روش تهیه جوجه‌کباب رو ارائه کردم و پاورپوینتم کلی هم مورد توجه قرار گرفت.

اما هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که این ارائه‌ها، در پایان دوره چاپ بشن و یه کتابچه از کار خود بچه‌ها، در آخر کلاس به همه دانشجوها داده بشه.  این جور اتفاقها بود که باعث می‌شد دانشجوها کارهاشون رو جدی بگیرن و به‌این ترتیب، روحیه یادگیری و کار با کیفیت رو در اونها تقویت می‌کرد.

این نوشته در سوئد ارسال و , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به کلاس‌های متفاوت

  1. سارا می‌گوید:

    هر چه بیشتر می خونم بیشتر راغب می شم تا پستهای دیگه رو هم بخونم
    برام جالبه که مثل همیشه با روحیه مثبت و یادگیری که دارید به همه نکات ریز و درشت دقت کردید و خوشحالم که می تونم بخونم و یاد بگیرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *