به‌خاطر بشریت

تاریخ تقریبی: فروردین ۱۳۸۲

اوایل که هنوز درسها سنگین نشده‌بود، من همچنان روحیه چند وظیفه‌ای زندگی تو ایران رو دنبال می‌کردم؛ یعنی می‌خواستم همزمان با تحصیل، کاری هم در زمینه کامپیوتر یا روزنامه‌نگاری پیدا کنم و انجام بدم و یا حتی تو یه رشته دیگه هم درس بخونم؛ هرچند بعدها فهمیدم که دانشجویی تو اروپا،یه کار تمام‌وقته و حجم مطالب و اصولاً روش درس خوندن به‌قدری متفاوته که به‌هیچ‌وجه نمی‌شه همزمان با دانشجویی، کار دیگه‌ای هم انجام داد.  و صد البته که مشاغل هم همین حالت رو داشتن؛ یعنی اگه کسی تو یه جایی به‌صورت تمام‌وقت شاغل بود، عنوان تمام‌وقت واقعاً معنی داشت و کسی نمی‌تونست همزان مشغول انجام دو یا چند تا کار باشه.

اما در هر صورت، من خواسته‌ام رو دنبال کردم.  یکی از نکات بسیار امیدوار کننده، این بود که شنیده‌بودم دانشگاه‌های سوئد در رده کارشناسی و کارشناسی ارشد، برای همه رایگانه.  تحقیقات اولیه نشون داد که این حرف درست بود؛ یعنی هرکس تو سوئد زندگی می‌کنه، صرف‌نظر از این که سوئدیه یا نیست، اقامت دائم داره یا موقت، یا حتی حضورش تو سوئد قانونیه یا غیرقانونی، می‌تونه بدون پرداخت شهریه، فقط شرایط ورود رو احراز کنه و بعد وارد دانشگاه بشه و درس بخونه.  البته تو بعضی از رشته‌ها به‌دلیل بیشتر بودن متقاضیان از ظرفیت، دانشجوها بر اساس صلاحیتهاشون گزینش می‌شدن، اما تو بیشتر دوره‌ها می‌شد به‌راحتی وارد شد و درس خوند.

و این رویه هنوز هم برقراره، هرچند از سال ۲۰۱۱ دیگه این‌طوری نخواهد بود و دانشگاه‌های سوئد از غیرسوئدی‌ها شهریه دریافت خواهند کرد. 

یکی از دانشگاه‌هایی که مورد توجه من قرار گرفت، دانشگاه مالمو یا Malmö Högskola بود که رشته‌های متنوعی داشت و بعضی از اونها هم به‌زبون انگلیسی ارائه می‌شدن.  وقتی رشته‌های درسیش رو دیدم، احساس کردم یکی از دوره‌ها تحت عنوان روزنامه‌نگاری در عصر الکترونیک برام خیلی جالبه و لذا بعد از کسب اطلاعات اولیه، برای ثبت نام به بخش اداری دانشگاه رفتم؛ در حالی که هنوز باور نداشتم که سیستم آموزشی سوئد، همین‌طوری بدون دلیل، بدون کسب هیچ منفعتی، کسی رو که از یه کشور دیگه اومده و به احتمال زیاد بعد از تموم شدن درسش به کشور خودش برمی‌گرده، مجانی آموزش بده.

نمایی از یکی از ساختمانهای دانشگاه مالمو - تصویر از Google Maps

ساختمون دانشگاه بی‌نظیر بود؛ جو این مجموعه یه طوری بود که انگار آدم رو می‌گرفت. و فقط دوست داشتی دانشجو باشی و درس بخونی.  من البته تو همون رشته‌ای که می‌خواستم ثبت نام کردم و چندین جلسه هم سر کلاسها حاضر شدم، اما خیلی زود فهمیدم که نمی‌شه همزمان با WMU این درس رو هم ادامه داد و بنابراین رهاش کردم.  اما یه چیزی هست که از روز اول مراجعه به دانشگاه مالمو، همچنان تو ذهنم مونده.

وقتی اولین بار با مسؤول ثبت نام دانشگاه مالمو صحبت می‌کردم، ازش پرسیدم آیا درسته که تحصیل تو سوئد برای همه رایگانه، حتی برای غیر سوئدی‌ها و کسانی که مشخصه از این سرمایه‌گذاری چیزی به جامعه سوئد بر نخواهند گردوند؟  جواب البته مثبت بود، اما وقتی پرسیدم چرا، پاسخی شنیدم که حیرت‌زده‌ام کرد.  اون خانم در کمال آرامش گفت: «آدمی که اینجا درس می‌خونه، بالاخره یه جایی از دنیا مشغول به کار یا تحقیق می‌شه و اون وقته که آموخته‌هاش رو به همون جامعه منتقل می‌کنه.  ما فقط به جامعه سوئد فکر نمی‌کنیم؛ ما به بشریت فکر می‌کنیم!»

این نوشته در سوئد ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *