بفرمایید سالمون!

تاریخ: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۲

مردم مالمو از سال ۱۹۸۳ میلادی، یعنی بیشتر از ۲۸ ساله که پذیرای دانشجوهای دانشگاه جهانی دریانوردی هستن. افرادی با پیشینه فرهنگی، روحیات و عقاید مختلف، با رنگها و شکلهایی متفاوت از خود سوئدی‌ها، سالهاست که به این شهر آرام می‌رن و حدود ۲ سال اونجا در کنار مردم بافرهنگ سوئد زندگی می‌کنن. البته برای این که این اتفاق به راحتی بیفته، کارهایی هم انجام شده. یکی از این کارها، برقراری ارتباط بین خانواده‌های سوئدی و دانشجوهاست که تو یه مطلب جدا، مفصل براتون می‌گم. یکی دیگه از این اقدامات، برگزاری یه مراسم خوشامدگوییه که هر سال در ماه می میلادی، بعد از این که همه دانشجوهای اون سال تحصیلی تو مالمو مستقر شدن، توسط شهرداری مالمو و به افتخار دانشجوهای این دانشگاه برگزار می‌شه.
مراسم سال ۲۰۰۳، ضیافت شامی بود که روز سه‌شنبه ۲۳ اردیبهشت توی سالن شهر مالمو برگزار شد. خانم لیندل از دانشجوها خواسته‌بود که در صورت امکان لباسهای رسمی کشور خودشون رو بپوشن و حتماً هم بموقع، یعنی رأس ساعت ۶ عصر برسن و دیر نکنن.
خوب ما در موعد مقرر به سالن رفتیم و یه جایی پیدا کردیم و نشستیم. مراسم با خوشامدگویی شهردار مالمو شروع شد و بعد از چند صحبت خیلی مختصر (فکر کنم رئیس دانشگاه و …) موقع غذا خوردن شد. یکی از مسائل همیشگی ما تو مراسم و ضیافت‌هایی که تو این دو سال برگزار می‌شد، پیدا کردن غذای حلال بود. این مهمونی یکی از اولین نمونه‌های حضور و آشنایی ما با غذاهای سوئدی بود و خوشبختانه دیدیم که غذاهای دریایی و سبزیجات فراوون پیدا می‌شن. بنابراین با چنگال‌های آماده! رفتیم سراغ دیس ماهی؛ اون هم ماهی سالمون که خیلی طرفدار داره. ماهی‌ها اسلایس شده و آماده بودن. یکی دو تکه ماهی برداشتم تا بشقابم که با اسنک‌های دیگه نصفه شده‌بود، تقریباً پر بشه.
اولین تکه ماهی رو توی دهان گذاشتم، اما با کمال حیرت احساس کردم که ماهی پخته نشده! با هر بدبختی بود اون تکه رو قورت دادم. با خودم گفتم نمی‌شه که خام باشه؛ حتماً حداقل بخارپز شده؛ حتماً مزه ماهیش این‌طوریه. بنابراین سعی کردم تکه بعدی رو با سُسی که در کنار ماهی‌ها قرار گرفته‌بود، همراه کنم و به خوردن ماهی ادامه بدم. اما این تکه دیگه خیلی اذیتم کرد. ببخشید، اما واقعاً نزدیک بود که حالم به هم بخوره. مجبور شدم شکست رو قبول کنم و با وجود تکه‌های استیک و گوشت که خودنمایی می‌کردن، به خوردن همون اسنک‌های سبزیجات و پنیر و اینها قناعت کنم.
با خودم فکر می‌کردم عجب غذاهای مزخرفی برای مهمونی خوشامدگویی انتخاب کردن! حداقل این ماهی‌ها رو می‌پختن تا بشه خوردشون. اما بعدها که با سیستم تغذیه سوئدی‌ها آشنا شدم، فهمیدم که مصرف ماهی به‌صورت خام یا بخارپز شده به‌میزان خیلی خیلی کم، روش مرسوم سوئدی‌ها است؛ چرا که عقیده دارن با پختن و یا سرخ کردن ماهی، مواد مغذی اونها از بین می‌رن. نکته اصلی هم عادت و ذائقه است؛ کسی که از بچگی همین نوع ماهی رو مصرف کرده‌باشه، نه‌تنها از خوردن سالمون خام اذیت نمی‌شه، بلکه مطمئناً لذت هم می‌بره.

این نوشته در سوئد ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 پاسخ به بفرمایید سالمون!

  1. يحيائي می‌گوید:

    با سلام من که ماهی سرخ شده را هم به اصرار خانواده و با بی میلی می خورم تا چه برسه به ماهی خام!سوئد با همه خوبی هاش یه عیب داشت و اون مزه خوراکی هاش بود.از نون گرفته تا بستنی و ….

  2. فرهاد کنجکاو می‌گوید:

    بنظرم کل نوشته های شما رو در این وبسایت خواندم
    و به هیچ تعریف منفی از هیچ نظر از کشور مقصد برنخوردم ، که کمی جای سوال داره
    چون ضرب المثل معروف “به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است” را شما مطلقا باطل کردی (!)
    فعلا که کاری نمی تونم بکنم چون در عقد دولتم اما ۱۰ سال دیگه که بازنشست شدم شاید سری به مالمو هم خواهم زد. خدا رو چه دیدی شاید اصلا اقامت گرفتم … !
    Cheers

    • حميد می‌گوید:

      سلام به دوست عزیز
      من واقعیت‌ها رو اون طوری که درک کردم نوشتم
      قطعاً احساس و نوع مواجهه افراد با محیط‌های مختلف متفاوته
      حتی زمان هم می‌تونه مؤثر باشه
      با وجود این، جای تعجب نداره که من نکات مثبت سوئد رو نوشتم
      اسم وبلاگ هم بیانگر همین رویکرده
      بهشت سرد؛ یعنی جایی که مثل بهشت بوده برای من، بجز هواش که سرده
      شاید جناب عالی‌ یا هر کس دیگری با قرار گرفتن در اون محیط، حس متفاوتی بگیرید
      اما یک چیز به‌نظرم مسلمه و اون رفتار توأم با آرامش و اخلاق مداری مردم سوئده که بی‌نظیره
      امیدوارم شما هم با قرار گرفتن در اون فضا، حس مثبت و خوبی بگیرید
      ممنون که نظر دادید

  3. حمید می‌گوید:

    به نظر من نوشته های فوق یک مقداری جهت داره شما تو سوئد هم میتونی غذا های خیلی خوب بخوری تازه اگر پسند نکردی رستورانهای ایرانی زیادی هستند مثل رستوران شیراز که شما می تونی توش لذت ببری از غذا ها

    • حمید رضا اکرمی می‌گوید:

      همه نوشته ها جهت دارند. جهت نوشته های من، تجربیات شخصی و دیدگاه‌ها و احساس خودمه. البته که ممکنه دیگران نظر متفاوتی داشته باشند و اون هم محترمه. فقط یادتون باشه که من درباره مالمو نوشتم که شهر کوچکیه و البته اینها هم در مورد ۱۴ سال پیشه و نه الان که اواخر سال ۲۰۱۷ میلادیه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *